سيد جلال الدين آشتيانى
924
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
مظهر جميع اسماء حق است و ساير انبياء ، مظهر برخى از اسماء حق است ؛ لذا حقيقت محمديه متجلى در ساير انبياء است ، و مأخذ علم و معارف و تشريع او تمامتر از مشرب علمى ساير اولياء و انبياء است . صاحب و وارث خاص محمدى از مقام « او ادنى ، ولى مع الله » صاحب بهرهاند ؛ ولى به تبع حقيقت محمديه . ساير انبياء از اين مقام حظى ندارند . شيخ مكرر در كتب خود به اين معنى تصريح كرده است . اصل حقيقت ولايت از فناء در توحيد و محو در حقيقت وجود حاصل مىشود ، و بعد از اشتداد و طى مراتب ولايت و كمالات ، بمقام تشكيك و تمحض و مقام و مرتبهء مختص به صاحب احديت جمع و الوجود مىرسد . و درجات اكمليت ، نيز بحسب شدت كمال ولايت اختلاف دارد . بين مقام مختص به حضرت ختمى و مقام : « كنت سمعه و بصره » و مقام كمال مختص به صاحب احديت ، مراتب و مقاماتى است . درجات و اكمليت ، نيز بحسب شدت كمال ولايت اختلاف دارد . بين مقام مختص به حضرت ختمى ، و مقام ، « كنت سمعه » كه اول مقام ولايت است ، مرتبهء نبوت و مرتبهء رسالت عامه و مرتبهء خلافت عامه و كمال در جمع وجود و كمال متضمن استخلاف و توكيل اتم ، تحقق دارد . مقام احديت جمع الجمع و اكمليت ، و تمحض در تشكيك ، اختصاص به حقيقت محمديه دارد و انبياء اولوالعزم از آن مرتبه و مقام بهره ندارند . اين مقام از براى حقيقت بالذات و بالاصالة ، و از براى ائمهء معصومين و وارث خاص محمدى بالتبع ثابت است . بنا بر آنچه كه ذكر شد ، عترت طاهره از جهتى خاتم ولايت مطلقه و از جهتى خاتم ولايت مقيده و خاصهء حقيقت محمدند « 1 » .
--> ( 1 ) . ظهور عيسى در آخر زمان و نزول آن حضرت به زمين از طرق عامه و خاصه متواتر نيست و اين معنى كه آيا عيسى با قيد حيات دنيوى به آسمان صعود كرد و يا آنكه مرد و بعد از موت به آسمان رفت مبهم است يك نكته مسلم است كه مراد از آسمان و سماء كه حضرت ختمى مقامات انبياء را از جمله عيسى در معراج مشاهده كرده است عوالم برزخى و اجسام مثالى است كه خارج از عالم دنيا است بنا بر اين صعود بعالم برزخ اختصاص به كسانى دارد كه بدن مادى جسمانى را خلع كرده باشند شايد به همين معنى در آيهى شريفه راجع به رفتن عيسى به آسمان اشاره شده است : « إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ » اين